Social

سلام،

امروز برای مبارزه با اسپمرهایی که در مرگ دیباگ قبلی نقش داشتند، از reCAPTCHA استفاده کردم. پیشاپیش از دوستان در رابطه با reCAPTCHA پوزش می‌طلبم، متاسفانه اسمپرها علاقه‌ی خاصی به این سایت دارند و مجبورم برای درج نظر از آن استفاده کنم.

همچنین دکمه‌های برخی از شبکه‌های اجتماعی را نیز به پایین پست‌ها اضافه کردم.

موفق باشید.

Import

سلام،

پس از صرف بیش از دو ساعت از وقت گرانبهام (چقدر از داشت!)، موفق شدم پست‌های قدیم را به سیستم جدید وارد کنم. بدین ترتیب نوشته‌ها قدیم قابل دسترس هستند.

موفق باشید.

ویرایش:
یاد گرفتم به چیزای open source اعتماد نکنم :| البته می‌دونستم ولی تجدید پیمان کردم.

نوشتن

سلام،
فکر می‌کنم نوشتن سخت‌ترین بخشش اینه که آدم نمیدونه چی بنویسه. اگر بدونه راجع به چی باید بنویسه باز میشه یه کاریش کرد.
ولی نه... خوب که فکر می‌کنم می‌بینم اگر قرار باشه راجع به موضوعی خاص بنویسی، کار سخت‌تره. وقتی قرار نیست چیز خاصی بگی، هر چی دلت بخواد می‌گی و این یک مزیت بزرگه. کسی هم نمیگه چرا فلان چیز را گفتی و فلان چیز را نگفته چون قرار نبود چیزی بگی یا چیز دیگری رو نگی.

حال اگر قرار باشه آدم به‌طور مستمر بنویسه مساله شروع میشه. آخه چی بنویسه؟ هرچی دلش خواست؟ هر چی که شد مثل الان؟. الان همین‌طور دکمه‌های کیبورد تق تق صدا می‌دن و این متن داره بزرگ می‌شه. بی آنکه محتوایی داشته باشه. یعنی حجیم ولی خالی‌ست.

در دوران مدرسه یکی از درس‌هایی که واقعاً باش مشکل داشتم اگر گفتید چی بود؟. عربی؟ آره با عربی مشکل داشتم ولی اون که مشکل اکثریته، خاص من نیست. من با انشا مشکل داشتم. هر وقت قرار می‌شد انشا بنویسم دنیام تیره و تار می‌شد. اصلاً نمی‌دونستم چی بنویسم از کجا شروع کنم چجوری پیش برم و مسائلی از این دست. احتمالاً مشکل این بود که باید راجع به موضوعی خاص می‌نوشتم و نوشتن پیرامون موضوعی مشخص برام مشکل بود. فکر می‌کنم هنوزم برام آسون نیست. البته به مراتب کم رنگ‌تر از گذشته.

حالا که دوباره اینجارو راه انداختم دوباره اینکه چی بنویسم همش همراهم خواهد بود. اگر نخوام همراهم باشه باید قید نوشتن رو بزنم. ولی این یعنی قبول شکست مجدد. مجدد به این خاطر که بعد از اینکه اینجا به خواب فرو رفت سعی کرده بودم زنده‌اش کنم ولی مثلاً دو روز نوشتم و دوباره ول کردم. پس یکی از دلایلی که اینجا تعطیل شد همین مساله بوده که چی بنویسم. اگر ننویسم یه روزی می‌گم چرا ننوشتم.

فعلاً که دارم می‌نویسم. البته معلوم نیست تا کی.

موفق باشید.

آغاز دوباره

سلام،
دو سه ساعت ازش گذشته برای همین دقیقاً یادم نمیاد که چی شد تصمیم گرفتم دیباگ رو دوباره زنده کنم. هنوز تصمیم نگرفتم کتابی بنویسم یا عامیانه و یا مخلوط. برای همین فعلاً به همین لحن می‌نویسم.
از سال 2004 در این آدرس وبلاگی داشتم. وبلاگی که دوستش داشتم. نمی‌دونم چی شد کم کم نوشتن رو رها کردم و وبلاگم به خواب فرو رفت. برنامه‌ی اون رو خودم نوشته بودم. پارسال بود که در پی تغییراتی که در سِرورش اتفا�� افتاد، از کار افتاد، یعنی در حقیقت با جاش پاک شد؛ البته بک آپ موجوده. به لطف اینترنت آرشیو نسخه‌ی قبلی از اینجا قابل مشاهده است.
ادامه‌ی این وبلاگ روی برنامه‌ی قبلی تقریباً نشدنیه. چون با ابزارهای 7 سال پیش نوشته شده و امکان ارتقا هم به این آسونی فراهم نیست. شاید پست‌های وبلاگ قبلیم رو به برنامه‌ی جدید اضافه کنم که آرشیوش در دسترس قرار بگیره. به هر حال شش سال حرفام اونجاست. الان خودم دوباره روی لینک بالا کلیک کردم و دارم حرف‌های قدیمم رو می‌خونم. حرف‌های که اصلاً یادم نمیاد زده باشم. وقتی نوشته‌های قدیمم رو می‌خونم، لحن آشنایی داره ولی بیشتر گفته‌هامو یادم نمیاد. البته مسائل و اتفاقات مهم شامل این امر نمیشه.

در هشتم ژانویه‌ی 2006 نوشتم:

سرم شلوغه. نصف شبه. دارم تحقیق می‌نویسم. این هفته خیلی کار دارم. پنج شنبه امتحان دارم. باید برم ادامه تحقیقم رو بنویسم. موفق باشم. و بازهم نقطه.. ..

شش سال از اون تاریخ می‌گذره.نصفه شبه. در حال نوشتن تحقیق نیستم. این هفته خیلی کار دارم. یک شنبه‌ی دو هفته‌ی آینده امتحان دارم. تاریخ ادواریه.

الان که فکر می‌کردم یه دلیل برای احیا کردن اینجا به ذهنم رسید. بعضی حرف‌هاست که فقط اینجا میشه زد.

موفق باشید.

Life

"…few hunters are always successful.
For them a hunt is just one meal.
For prey, the stakes are higher.
It’s life…or death."

Depression

When a person is overwhelmed by an emotional crisis and cannot cope with daily life, he or she may be suffering from depression. Depression ranges in severity but affects approximately 20 percent adults. Symptoms include feelings of hopelessness, sadness, and despair; loss of interest and pleasure in things; weight loss or weight gain; difficult falling asleep or sleeping more than usual; lack of motivation' and loss of energy. In cases of mild or situational depression, the symptoms usually decline with a change of scenery or routine, or once the problem that caused the depression disappears.

Spider

سلام،
اینجا عجیب مورد علاقه‌ی Spiderها است!
هم اکنون 25 درصد بازدید این سایت رو به خودشون اختصاص داده‌اند. البته متاسفانه به علت اینکه کم می‌نویسم بازدید کننده‌ی سایت نسبت به قدیم خیلی کم شده، ولی اینقدر هم کم نیست که 25 درصداش کم باشد.
اینقدر زیاده که به خودم امیدوار شدم و تصمیم گرفتم بیشتر بنویسم. از SmarterTools بابت محصول خارق‌العاده‌اش SmarterStats، متشکرم که این امید را به وجود آورد.
موفق باشید.