نراق
سلام،
دیشب از مسافرت برگشتم، خوش گذشت بد نبود.
دو نفر از همسفران مریض شده بودند و کارشون به دکتر و پنسیلین کشید. شبها هوا سرد بود. امروز صبح که از خواب پاشدم احساس کردم که قراره مریض بشم، توی گلوم یه جوری بود یکم غیر عادی بود. بعد از اینکه از شرکت برگشتم سر راه رفتم دکتر و جریان رو براش تعریف کردم دکتر محترم معاینهی کامل کردند و فرمودند قراره آنژین بشی و سپس نسخه نوشتند. اول میخواست اموکسی سیلین بده وقتی بش گفتم دفعهی قبل آزیترومایسین دادین خوب بود. برام آزیترومایسین نوشت.
داشتم از شرکت برمیگشتم وسط میدان ونک یکی از دوستان دانشگاه رو دیدم و گفت پس فردا ثبت ناممونه. فردا یا پس فردا میرم شمال برای ثبت نام.
موفق باشید.
دیشب از مسافرت برگشتم، خوش گذشت بد نبود.
دو نفر از همسفران مریض شده بودند و کارشون به دکتر و پنسیلین کشید. شبها هوا سرد بود. امروز صبح که از خواب پاشدم احساس کردم که قراره مریض بشم، توی گلوم یه جوری بود یکم غیر عادی بود. بعد از اینکه از شرکت برگشتم سر راه رفتم دکتر و جریان رو براش تعریف کردم دکتر محترم معاینهی کامل کردند و فرمودند قراره آنژین بشی و سپس نسخه نوشتند. اول میخواست اموکسی سیلین بده وقتی بش گفتم دفعهی قبل آزیترومایسین دادین خوب بود. برام آزیترومایسین نوشت.
داشتم از شرکت برمیگشتم وسط میدان ونک یکی از دوستان دانشگاه رو دیدم و گفت پس فردا ثبت ناممونه. فردا یا پس فردا میرم شمال برای ثبت نام.
موفق باشید.
1 نظر
بخش نظرات بسته است.