دفتر
سلام،
نمیدونم گفتم یا نه، اولین باری که کارم کشید دفتر مدرسه کلاس اول بودم. بعد زنگ تفریح با سه تا از بچههای کلاس زودتر از همه به کلاس رفتیم، در کلاس رو بستیم و چهار نفری در رو نگه داشتیم که کسی نتونه بیاد تو!. پشت در خیلی شلوغ شده بود، معلم هم با بچهها پشت در مونده بود. خلاصه بعد از اینکه به زور در باز شد ما با مدیر روبهرو شدیم و چهار نفرمون رو بردند دفتر. از این سکانس فقط یادم میاد که بیرون دفتر چهار تاییمون ایستادیم و اشک میریزیم. ادامه ماجرا رو یادم نیست.
موفق باشید.
نمیدونم گفتم یا نه، اولین باری که کارم کشید دفتر مدرسه کلاس اول بودم. بعد زنگ تفریح با سه تا از بچههای کلاس زودتر از همه به کلاس رفتیم، در کلاس رو بستیم و چهار نفری در رو نگه داشتیم که کسی نتونه بیاد تو!. پشت در خیلی شلوغ شده بود، معلم هم با بچهها پشت در مونده بود. خلاصه بعد از اینکه به زور در باز شد ما با مدیر روبهرو شدیم و چهار نفرمون رو بردند دفتر. از این سکانس فقط یادم میاد که بیرون دفتر چهار تاییمون ایستادیم و اشک میریزیم. ادامه ماجرا رو یادم نیست.
موفق باشید.